روزگار غریبی است این هم تمثال بی مثال زن ببر نما که جماعت توی قم رفته بودند تا اعدامش را تماشا کنند.آخه کسی وجود داره صاحب این چهره رو بازداشت کنه تا چه برسه به اعدام.(قابل توجه قاضی مرتضوی)
در عوض اگر کسی خواست چشمش به جمال دختر شایسته کانادا روشن بشه می تونه به وبلاگ نازنین [...]
بایگانیِ نوامبر, 2003
عجایب المخلوقات
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged جامعه در 21 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
…
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged شاعران در 20 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
عاشق ترین زندگان
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged شاعران در 19 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
او حالا توی اتاق ۲۰۶بیمارستان توس با چیرزی در جدال است که بی گمان زندگی نام ندارد.چند ماه پیش به دیدارش رفته بودم خانه اش در کوچه یی به نام خودش بود توی شهرک غرب.جایی شبیه زیر زمین.آن جا من دو تا چشم دیدم و مقدار پوست و استخوان که تنها پیوندش با زندگی عشق بود.وقتی [...]
…
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged جامعه, شاعران در 13 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
وقتی آدم دلش بگیرد توی یک شب که انگار دیر شده و پیر.چه کار می شود کرد جز این که به شعر بگریزد و با شعر.بیژن نجدی حالا شش سال بیشتر است که توی گورش پای ان تپه های سرسبز خوابیده و البته توی شعر هاش بیدار است هنوز.این سطر ها بیداریش را شهادت می دهند:
تو را هم چنان دوست خواهم داشت
بسیار [...]
تنهایی نیما و تنهایی ما
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged شاعران در 11 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
تنهایی نیما و تنهایی ما
۲۱ آبان هم که می آید آدم یاد نیما میافتد که یک تنه با سنت بزرگ شعری در افتاد و همین است که حالا ارزش کار او را چند چندان می کند.او تنها بود مثل همه ما که تنهاییم و غیر از این کاری هم از دست مان بر نمی آیدغیر از [...]
روشنک داریوش دست در دست مرگ
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged ادبیات در 3 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
روشنک داریوش، مترجم ایرانی که بهدلیل ابتلا به سرطان، از چند سال پیش در آلمان اقامت داشت، درگذشت.از ترجمه های داریوش، ”قرن من” اثر گونتر گراس است.
کانون نویسندگان ایران در بیانه یی آورده است:
روشنک داریوش مترجم و عضو دیرین و کوشنده کانون نویسندگان ایران پس از تحمل نگرانی ها و فشار های بسیار دور از وطن [...]
با یداله رویایی
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged شاعران در 2 نوامبر , 2003 | بیان دیدگاه »
یداله رویایی همیشه برایم جذاب بوده از نخستین روزهای شعر تا همین حالا و تا همیشه.و همین است که وقتی دوست خوبم پرهام شهرجردی خبر داد که سایت رویایی راه افتاده به سراغش رفتم در یک شنبه ی سوراخ که سکوت دسته گلی بود.این هم رهاوردش:
طرحی که او بود
وقتی که مادلن می مرد، طرحی را می [...]