تنهایی نیما و تنهایی ما
۲۱ آبان هم که می آید آدم یاد نیما میافتد که یک تنه با سنت بزرگ شعری در افتاد و همین است که حالا ارزش کار او را چند چندان می کند.او تنها بود مثل همه ما که تنهاییم و غیر از این کاری هم از دست مان بر نمی آیدغیر از این که توی تنهایی خودمان بنشینیم و به کلماتی دل ببندیم که یک روز آخر بازی را اعلان خواهند کرد.
این هم نوشتاری برای نیما:
از انقلابی گری تا انقلاب ادبی
این هم یک سال پیش در چنین روزی:
به خانه نمی آیم
تو میز را نچیده یی
برایم حتا نریخته یی
یک فنجان چای و
اتفاقا
وقتی رفتی اتاق خواب
بیدارم هنوز
پتو را بکش
می کشی تا چانه ات
بخواب
می خوابی
خوابیده یی هنوز
گنجشک ها جیک جیک می کنند
ادامه