عجب سگی است
با چشم های درشت و سیاه
دمش را ببین
دندان های سفید و درشتش را
امروز روز تو بود
تو نبودی مرا گرفت
جای دندان هایش هست،می ماند
مانده است هر وقت بیایی
عجب نیستی
همیشه پارس می کند
گاهی می گیرد
جای دندان هایش را ببین،رد پاهایش را
عجب سگی است
مرا و سنگ ها و دریاها را
و رودخانه ها و پرندگان را [...]
بایگانیِ ژانویه, 2006
عجب
ارسالشده در دستهبندی نشده, tagged شعر در 17 ژانویه , 2006 | بیان دیدگاه »