دل و دماغی نیست برای نوشتن.یک مقداریش بر می گردد به این همه ماجرای متراکم و یک مقدارش هم برمی گردد به نوشته های عجیب و غیر دقیق دیگران که رغبت نوشتن را از آدم می گیره.نمی دونم چرا بعضی ها این قدر کلیشه ای نگاه می کنند به قضایا.
دل و دماغی که نیست
1 ژوئن , 2006 بدست شهرام رفیع زاده
ارسال شده در دستهبندی نشده | Tagged خودمانی | ۱ دیدگاه
یک پاسخ
يك پاسخ برايش بگذاريد
خبرخانه- آقاي ضرغامي! هليكوپترت بنزين دارد؟ MoHaMmAd
- آقای دکتر فوق لیسانس دارند! behzadafshari
- رشوه دادم که کسی راست بگوید به شما behzadafshari
- آقای دکتر فوق لیسانس هستند! behzadafshari
- زانوهای بی توان MoHaMmAd
- تاج شاهی MoHaMmAd
- مرگ را به زندگی نشستن.... amatour
- از اوباما چه سوالی دارید؟ مسیح علی نژاد
- آیا تشدید تحریم ها به تغییر رفتار ایران منجر می شود؟ سيامک دهقانپور
- جوابيهام به خانواده سهراب اعرابي (author unknown)
- هاشمی رفسنجانی چه خواهد کرد؟ بهرام رفیعی
- سفر مرگ در آسمان تهران bzamini
- نيويورك تايمز شبكه راديويياش را 45 ميليون دلار ميفروشد (author unknown)
- انتشار نسخه الكترونيك كتاب روزنامهنگاران ايران و آموزش روزنامهنگاري (author unknown)
-
نوشتههای تازه
دستهها
بایگانی
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- آوریل 2007
- مارس 2007
- فوریه 2007
- ژانویه 2007
- دسامبر 2006
- نوامبر 2006
- اکتبر 2006
- سپتامبر 2006
- آگوست 2006
- ژوئن 2006
- می 2006
- آوریل 2006
- مارس 2006
- ژانویه 2006
- آوریل 2005
- نوامبر 2003
- اکتبر 2003
- سپتامبر 2003
- آگوست 2003
- جولای 2003
- ژوئن 2003
- می 2003
- آوریل 2003
- مارس 2003
- فوریه 2003
- ژانویه 2003
- دسامبر 2002
- نوامبر 2002
- اکتبر 2002
- سپتامبر 2002
- 0
با شما هم عقیده ام دوست من،سن گها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند.من هم مثل شما دل و دماغ نوشتن ندارم–>