خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘خودمانی’ Category

بعض روزها

بعض وقت ها ، بعض روزها رازی با خود دارند.بعض روزها چیزی را به تو می دهند که سال ها و راه ها نمی توانند از تو بگیرند.بعض روزها عزیزند برای آدمی، بعض ساعت ها و نام ها.
و همین است که دلتنگی خودش مي آید، یکهو دلتنگ ده سال پیش می شوی؛ برای روزهایی [...]

Read Full Post »

هیری مرد.این را محمد آقازاده نوشته.خیلی ها ممکن است هیری را نشناسند اما برای کسانی که زمانی گذرشان به روزنامه ایران خورده به احتمال زیاد شاید تصویر یک مرد چاق و قد بلند که تند تند حرف می زد و معمولا هم سرش شلوغ بود ، آشنا باشد.
اولین بار فکر کنم پاییز سال 75 بود؛ [...]

Read Full Post »

سیزده به در

سیزده به در روز خاطره انگیزی است.اولین سیزده به دری که رفتم یادم هست؛پنجاه متر رو ب روی خانه ما.چهار یا پنج سال بیشتر نداشتم دو تا از خواهرانم قرار گذاشته بودند با همکلاسی های شان که همسایه خانه به خانه ما هم بودند بروند سیزده.شاید اول قصد نداشتند مرا با خودشان ببرند ولی لج [...]

Read Full Post »

پنج شش سال پیش یه شب تو شوکا با بیژن جلالی نشسته بودیم که یکی یه انگشتر آورد و گفت این انگشتر حال درونی آدم ها رو نشون میده.ماجرا این طور بود که نگینش تو دست آدما و متناسب با حال شون رنگ عوض می کرد.به نظرم تو دست جلالی نگین قهوه یی شد ولی [...]

Read Full Post »

آدورنو: برای انسانی که دیگر خانه یی ندارد تادر آن زندگی کند نوشتن تبدیل به مکانی برای زندگی می شود.
پایان یک سالگی اکنون با این سطر های آدورنو شاید یک جوری حرف های دل بی قراری است که حالا جز کلمات هیچ مکان و هیچ مجالی برای ادامه ندارد.برای من حالا یک سال است که [...]

Read Full Post »

ظلمت

گفته اند : بر کوهی در اصفهان چاهی عمیق بود که روزی کودکی در آن فرو افتاد .شاه وقت چون نگرانی مادر کودک را دید دستور داد تا زندانی محکوم به مرگی را بر زنبیلی گذارده و با طناب به چاه فرو فرستند.زندانی هفت شبانه روز در چاه فرو شد و سنگی را که در [...]

Read Full Post »

سکوت

شود خیلی چیز ها نوشت.می شود کلمه را پرواز داد.یا یک جور هایی فریاد زد با کلمه.وقتی ابر های عالم همه در دلم می گریند حق دارم لابد که از خودم بپرسم بی آرزو چه می کنی ای دوست.توی این هیاهو کلمه شده عشق و عشق کلمه شده.یاد گرفته ام حالا که چطور ندیده [...]

Read Full Post »

آقای هامیل آیا بدون عشق می شود زندگی کرد؟
جواب نداد.کمی چای نعناع که برای سلامتی خوب است نوشید
.
.
آقای هامیل آیا بدون عشق می شود زندگی کرد؟
گفت؛ بله.بعد انگار که خجالت کشیده باشد سرش را پایین انداخت.
زدم زیر گریه

Read Full Post »

حکاکی روی آثار و ابنیه واجد ارزش های فرهنگی و تاریخی جرم محسوب شده و مجرمان علاوه بر جبران خسارت، به حبس از یک تا 10 سال محکوم می شوند. مدیر دفتر حقوقی سازمان میراث فرهنگی کشور گفته: نوشتن یادگاری و حکاکی روی آثار و ابنیه تاریخی جرم محسوب شده و مطابق ماده 558 [...]

Read Full Post »

تیر ماه برای من تلخ بوده همیشه.لاقل از روزی که خودم راشناختم این طور بوده برایم تلخ و گیج و البته مبهم.یک وقت از خواب بیدارم کرد تیر ماه توی یک صبح دور و گفت دیر شده خیلی دیر.مانده بودم که چکار کنم با سپیده یی که رمق از پاهام گرفته بود.و همین شد در [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »